ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

365

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

شارح گويد : هر كه به دست آوردن كارى را كه برايش اهميّت دارد قصد كند و در فرجام آن كار بسيار بيانديشد كه آيا آن كار به خوبى و آسانى برايش فراهم مىشود و دچار سختى و شرّ نمىشود ، ترس و هيبت در دلش وارد شود و جرأت نمىكند كه در آن وارد شود ، و ناگزير از مقصد خود محروم مىماند ، پس شايسته آن است كه در مقصود خود بكوشد و بر آنچه خدا برايش مقدّر كرده اعتماد كند چون هر چه او مقدّر كرده باشد واقع مىشود و پرهيز و خوددارى از آن سودمند نمىباشد . شعر : پس گفتم : مرا رها كنيد اى بى پدرها هر چه خداى رحمان مقدر كرده باشد انجام مىشود هر پسر زنى اگر چه سلامتيش طولانى شود روزى بر ابزارى به نام تابوت حمل مىشود ( 1 ) . 76 - اذا حلّ القدر بطل الحذر . 77 - اذا حلت التقادير ضلت التدابير ( 2 ) . امير مؤمنان ( ع ) فرمود : چون قضا و مقدّر الهى فرود آيد پرهيز باطل و بى اثر است . و امير مؤمنان ( ع ) فرمود : چون قضا و مقدّرات الهى فرود آيد تدبير و چاره انديشيهاى مردم گم شود . يعنى : هر گاه در كارى چاره انديشى كنى و برايت ميسّر نشود بر آن غمگين مشو زيرا چون قضا و مقدّر حق فرود آيد كوشش و چاره انديشى بنده باطل شود ، و همچنين هر گاه حكم و مقدّر الهى او را در محلّ هلاكت بيافكند پرهيز و دورى كردن به حال او سودى نمىبخشد پس لازم است بر آن حكم صبر كند و راه تسليم و رضا به قضاى حق را در پيش گيرد . 78 - الاحسان يقطع اللسان امير مؤمنان ( ع ) فرمود : نيكى كردن زبان بد گو را قطع كند . شارح گويد : يعنى هر گاه بخواهى ستم انسانى را دفع كنى بويژه اگر خواهى كه از آزار زبان رها شوى همواره نيكى و احسان پيشه كن كه آن كارى بس مهمّ است ، و هيچ

--> ( 1 ) فقلت خلوا سبيلى لا ابا لكم فكل ما قدّر الرحمن مفعول كل ابن انثى و ان طالت سلامته يوما على آلة حد باء محمول ( 2 ) در حاشيه است : « تقادير و تدابير را به صورت جمع آورده است با آن كه هر دو ( تقدير ، تدبير ) مصدر ( باب تفعيل ) مىباشند . جمع آوردن اين دو كلمه بر فرض قصد كردن اقسام آن دو به اعتبار متعلق تقدير و تدبير مىباشد ، دقت كن از شارح )